محمد رضا واليزاده معجزى

222

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

بارى بعد از اين‌كه ظل السلطان به عالى خان و حيدر خان و رفقايش خشمناك شد و آنان را از اعدام مير تيمور خان مايوس كرد ، آنها در جواب گفتند : « حالا كه حضرت اقدس و الا مايل به كشتن او نمىباشند ، مقرر فرمايند او را به اصفهان اعزام دارند تا ما بتوانيم دور از مزاحم ماليات لرستان را همان‌گونه كه تعهد كرده‌ايم ، به حيطه وصول درآورده و به حضرت اقدس و الا تقديم داريم و در مقابل اين مساعدت چهار هزار تومان نقدا تحويل خزانه‌دار بدهيم ظل السلطان اين پيشنهاد را پذيرفت و آنها كه چنين موفقيتى را در انتظار نداشتند ، مبلغ چهار هزار تومان را - به هر ترتيب بود « 1 » - تهيه كرده و به خزانه‌دار شاهزاده تحويل نموده ، رسيد دريافت داشتند . فوج سيلاخور كه در رازان مستقر شده بود از غارت بروجرد و سيلاخور جلوگيرى كرد چنان‌كه قبلا نوشتيم ، هنگامى كه ظل السلطان از بروجرد به خرم‌آباد مىآمد ، فوج سيلاخور را - كه در بروجرد مستقر بود - با فرمانده آن محمد على ميرزا سرتيپ و دو عراده توپ با خود حركت داد . اين عمل ظل السلطان صرفا به منظور تقويت نيروى نظامى خود بود . زيرا از شجاعت و سلحشورى عشاير لرستان چيزها شنيده بود و مىخواست آنها را بترساند كه در خيال حمله به قواى او نباشند . اين فوج همه‌جا با او بود تا به رازان رسيدند و در آنجا قلعه محكمى وجود داشت كه جلب توجه او را نمود و با مشورت رضا خان رازانى فوج سيلاخور را با فرمانده آن و دو عراده توپ در آن قلعه گذاشت كه اگر بين او و عشاير به جنگ كشيده ، اين قلعه محكم در دست او باشد و لدى الاحتياج از آن استفاده كنند . اتفاقا اين فوج در بلواى لرستان و قيام عشاير باعث حفظ بروجرد و محال سيلاخور از حمله عشاير شد و نگذاشت اهل آن شهر را تاراج نمايند . توضيح اين‌كه بعد از قضيه شيخ عبيد اللّه كرد كه در لرستان شايع شد آن شيخ ارتش ايران را شكست داده و ناصر الدين شاه و جانشينش را كشته و بر تخت ايران جلوس كرده و عشاير لرستان عليه ظل السلطان قيام كردند ، چند هزار سوار و تفنگچى آنها كه در مناطق هرو و زاغه و سيلاخور بودند ، براى غارت بروجرديان و روستاهاى سيلاخور حركت كردند . محمد على ميرزا سرتيپ فوج كه خانواده خود و صاحب‌منصبان و نزديكانش در بروجرد

--> ( 1 ) . اين نكته را هم لازم به يادآورى مىداند كه خوانندگان گرامى تصور نفرماييد كه در آن اوقات تهيه و تقديم مبلغ چهار هزار تومان وجه نقد كارى سهل و آسان بوده است . بلكه اگر بهاى گندم را كه قوت عمده اهل ايران بوده ، خروارى يك تومان تصور كنيم با اين پول مىتوانسته‌اند چهار هزار خروار گندم خريدارى كنند .